|

فکر نکردم....توکه رفتی چه جوری طاقت بیارم
تنها آرزوم نگات بود توی چشمای سیاهت
این دل کوچیک تنها شده بود تنها پناهت
خوبی مون دووم نداره.....
وقتی به جونم می زاشتی قلبم از سینم جدا بود
تا دوباره باز میزدی چوبی رو که بی صدا بود
فکر نمی کردم این جوری از عشقم جدا بشی
منو بزاری بری رفیق نیمه راه بشی
خدا می دونه بعد تو تنها میشم تا روز مرگ
قلبم می گیره عاقبت پاییز میشم مثل یه برگ
من مثل صد تا دیگه یه روز می رم از این دیار
ولی چه زود خزان اومد تو زندگیم جای بهار
|