تبليغاتX
...تو دفتر خاطره هام هنوزم اسم تو تکه...
h1>کلیپهای ایرانی
...تو دفتر خاطره هام هنوزم اسم تو تکه...



دیدی ای دل که غم عشق دگر باره چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

اه از ان نرگس جادو که چه بازی انگیخت

اه از ان مست که با مردم هوشیار چه کرد


سی و یکم شهریور 1386 |

شبی را مست رفتم سوی خانه ای 

                                                از پنجره نگاه کردم صحنه دیوانه ای

پدر کوری نشسته در کنج خانه ای  

                                                مادر پیری مشغول ریسمانه پاره ای

دختری مشغول بازی با بیگانه ای

                                    

                                    از ان شب قسم خورم دگر مست نروم سوی خانه ای

       

در کماله مرد بودن همچو کوهی درد باش

                                                             یا مزن حرفی زه مردی یا در حقیقت مرد باش

هرچه باشی نازنین روزگار خوارت

                                                         هرچه باشی شیر دل دنیا شکارت میکند


سی ام شهریور 1386 |

چه زیباست به خاطر تو زیستن

و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن

ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست

و ای کاش میدیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد

حرفها را گاه نمی توان گفت

من لحظه های با تو بودن را با اشکهایم تداعی میکنم

و عطر نفسهای تو را در بند بند وجودم می بلعم

نرگس عزیزم از صمیم قلب دوستت دارم


بیست و نهم شهریور 1386 |

خاک

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست.

 آواره شدن ,حکايت سختي نيست.

 از پاکي اشکهاي خود فهميدم

 لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم


بیست و هشتم شهریور 1386 |

بدرد مندی عاشق مبتلا سوگند بزود رنجی دلهای با صفا سوگند به شوخ طبعی مستان بزم عشق و جنون که گم کنند درو بام

خانه را سوگند به بوسه گیری پروانگان ز چهره ی گل به شور بختی مرغان بسته پا سوگند به تنگدستی بخشندگان گوشه

نشین برو گشادگی بی نیاز ها سوگن من عاشقم عشقی که تنها قطرات اشک را برایم به ارمغان آورد تک تک قطرات اشکی

که میریزن میگن که تو سینم یه قلب هست که با هر تپش میگه که درد عشق بزرگترین درد این قلب عاشق . روزها در گذرند

اما هیچکس از درد این قلب عاشق خبری ندارد اگر این قلب در غربت این روزها که

جز درد تو قلب عاشقا  پیدا نمیشه اگر در

گوشهای از این دیار از غم یارقلبم  دیگر تپشی نداشته باشد رزوی که دیگه این قلب 

عاشق دردی نداشته باشد دریغ از اینکه یک

قلب عاشق بدر بیاد ...اخه چرا خدایا !

چرا میگن عشق نفرین خداست یه غریب بزرگترین گناه زندگیش اینکه عاشق شده ... خدا یا شما این عشقو  به من هدیه

کردین اما

این عشق که فقط قلبو تو سینه بدرد میاره دردی که قلب عاشق من دیگه نمی تونه تحملش کنه درد من اینه که در  دور ترین فاصله از عشقم هستم  اگر چه بین ما فاصله هست ولی قلبامون انقد به هم

نزدیک هستن که با هر تپش فاصله ها کم میشن و قلبامون نزدیکتر ... خدا یا به دعای این غریب دل سوخته  گوش کن و

هرچی عاشق تو 

این دنیا هست به هم برسون امیدوارم شما عاشقای که این مطالبو میخونید به عشقتون برسین اگه تونستین شما هم برای

این قلب عاشق دعا کنید  

منم برای تک تک قلبای عاشق دعا میکنم به امید روزی که همه تو سرزمینه عاشقا کنار عشقمون باشیم آمین به امید آن

روز

متين ترين کلمه عشق ، جذاب ترين کلمه آشنايي ، پاک ترين کلمه وجدان ،

تلخ ترين کلمه جدايي زشت ترين کلمه خيانت ، سخت ترين کلمه تنهايي ، بد

ترين کلمه بي وفايي

 


بیست و هشتم شهریور 1386 |

هميشه گمانم اين بود که ديدنت، توانی سخت می خواهد و اکنون می بينم که در نديدنت،

ناتوان ترم

ز هرجا بگذرد تابوت من غوغا بپا خيزد.. همه گويند چه سنگين مي رود اين مرده از بس ارزو

 

دارد

زندگي مرگ است درود بر مرگ و مرگ بر زندگي  و مرگ است زندگي پس

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت تو به سیرت تو می نگرد . به دلی دل بسپار که جای

خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشه

 

 


بیست و هشتم شهریور 1386 |

روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين

كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از

چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم


دوری عشق های کوچک را از بین می برد ولی به عشق های بزرگ عظمت

 میدهد مثل باد  

       که یه شمع را خاموش ولی شعله های آتش را بزرگ تر می کند 

1اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی . 2) لذتی 

که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در

                وصال بیم فراغ . 3) آغاز کسی باش که پایان تو باشد  

 


بیست و هشتم شهریور 1386 |

بدترين درداين نيست که عشقت بميره بدترين درداين نيست که به اوني که دوسش داري

نرسي بدترين درداين نيست که عشقت بهت ناروبزنه بدترين درداينم نيست که عاشق يکي

 باشي واونم ندونه بدترين درداينه که يکي بميره اونوقت بدوني دوستت داشته

نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر

صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی .... .. بخاطر احساسی که

 برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی

 

 که بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

 


دوري دردي کشنده والهي دردناک بر جان عشاق بينوا که آن را هيچ دارويي علاج نمي کند جز ديدار روي يار،

هر بار که عشق را باد صبا به عاشق مي رساند تير زهرآئين دوري چنان دل او را مي خراشد که گويي جانش را از

بدن خارج مي کند،

نيش اين پيکان زهرآئين بر قلب عاشق چنان مي خورد که آسمان از سوزش آن مي غرد و با نثار اشکهاي خويش

دل مجروح او را تسلي مي بخشد .

هر لحظه اين فراق چنان دراز مي ماند به درازي شبهاي زمستان،

به سياهي شبهاي تيره و بي پايان .

دوري چون کشتي بادبان شکسته اي است که هيچگاه به ساحل اميد نمي رسد

اينجاست که شعرا قلم به دست گرفته اند و درباره دوري نوشته اند ولي هيچگاه نتوانسته اند عظمت دوري را

توصيف کنند،

فقط بايد بگوييم دوري همچون موج گران طوفانها،

همچون دل آسمان تيره و همچون سياهي شبهاي زمستان غم انگيز است؛

عظمت اين دوري را فقط عاشق بينوا ميداند .

 

عاقبت از عشق تو خاك كليسا ميشوم--ميكشم دست از مسلماني مسيحا

ميشوم انقدربنشينم در كشتي عشقت روز و شب --يا به عشقت ميرسم يا

 غرق دريا ميشوم

 

 

 پروردگارابه من بياموزدوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..

عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...

بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...

به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به
صورتم ننواختند...

محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند......

عشق در لحظه پديد مي آيد...دوست داشتن در امتداد لحظه ها

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين

کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون

 حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني

که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني

، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ،

اما اون بگه...به خدا من دیگه نمیدونم چی بگم یکم شما کمکم کنید دیگه نمیتونم این لحظاتو

تحمل کنم خیلی برام

    درد ناکه   

 

امشب اشکهایم به پای دوستیها ، بارید... آغوش بیکران دریا را می خواهم امشب تا در آرامش

آبی اش ، به یاد همه آبیها،آرم آرام به خواب روم ای آبی ترین آبی من ، در این شبها خواب هم

 

  با من بیگانه شده است 

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين

 

 گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

 

یه غریب در انتظار دلداری شما دوستان عاشق

  در غم تنهایم دارم میمیرم 

دلم در کنج تنهایی به هر دم می زند بانگی

ولی افسوس و صد افسوس

که این فریاد مبهم را چه جایی جز درون باشد؟

در این دنیای پر شور و هیاهو اما پر ز غم

چه کس در فکر فریاد دل بی تاب من باشد؟

و من در اوج فریادم

ولی ساکت...

ولی تنها...

و این تنهایی و بی همدمی ، آری

یگانه دُر غم در قلب من باشد...

یه غریب 

 اگه بگم كه قول ميدم تا هميشه باهات باشم           اگه بگم كه حاضرم فداي اون چشات بشم

  اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تويي                  اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي

  اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت ميكنم                       اگه بگم زندگيمو بذر بهارت ميكنم

  اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني                        اگه بگم مال مني لحظه ي پرواز مني

 ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال

ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه و كال

ميشي برام ماه شباي بي سحر

ميشي برام ستاره ي راه سفر

         ولي بدون ...........

                   هر جا باشي يا نباشي مال مني           

          بدون اگر ............

                  براي من هم نباشي عشق مني 

 
عشق معيار ها را در هم مي آميزد...دوست داشتن بر پايه ي معيا رها بنا مي شود.

عشق ويران کردن خويشتن است...دوست داشتن ساختني عظيم.

عشق ناگهان و نا خواسته شعله مي کشد...دوست داشتن از شناخت سرچشمه مي

گيرد.

عشق قانون نمي شناسد...دوست داشتن اوج احترام به قوانين است.

عشق فوران مي کند چون آتش فشان...دوست داشتن جاري مي شود چون رود خانه.

 

 ز هرجا بگذرد تابوت من غوغا بپا خيزد.. همه گويند چه سنگين مي رود اين مرده از بس ارزو

 دارد 

 

جای پای شبحی در غزلم جا مانده

باز هم بغض من وپنجره تنها مانده

باز یک پنجره و عقده ی دیدن دارم

مثل رویاست ولی حس پریدن دارم

سایه ای از ته این سینه مرا می خواند

شبح عشق در آیینه مرا می خواند

من پر از وسوسه ام ای شبح سرگردان

باور بال زدن را به پرم برگردان

سالها منتظر برق نگاهت بودم

پشت این پنجره ها چشم به راهت بودم

چارچوب دل من پر شده از تنهایی

ساقه ی عشق تبر خورده تو کی می آیی؟

پای تقدیر مرا فاصله امضا کرده

زخم سر بسته ی دیروز دهن وا کرده

زخم در سینه ی من وا شده خون می آید

ازسکوت نفسم بوی جنون می آید

ای شبح، سایه ی تردید، معما، برگرد

یک خداحافظی تلخ بکن یا... برگرد

تو به بوی غزل و قافیه آمیخته ای

به خدا حال مرا خوب به هم ریخته ای

(آنچه خوبان همه دارند تویکجا داری

بی سبب نیست که در کنج دلم جاداری)

به سپیدی غزل رایحه ی یاس منی

یاسمن پوش ترین قسمت احساس منی

یاسمن پوش ترین جای خدا را پرکن

من پر از زندگیم فاصله ها راپرکن

من جهنم زده ام حسرت سیبی دارم

باز نسبت به شما حس غریبی دارم

غربت و رخوت دستان مرا باور کن

نازنین قصه ی ایمان مرا باور کن

سالها قلب دم از صبر و تحمل می زد

به کتاب غزل عشق تفال می زد

(مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

که زانفاس خوشش بوی کسی می آ ید)

روزها من پراز احساس شقایق بودم

سینه ی سوخته ای داشتم عاشق بودم

حس نمناک شبم مملو از آهنگ تو بود

چینی نازک من منتظر سنگ تو بود

حیف این حس پراز شوق به ایمان نرسید

انتظار وتب تردید به پایان نرسید

او که در وحشت شب عشق به من هالی کرد !

زیر آوار خزان پشت مرا خالی کرد

ثانیه ثانیه با عطر خیالش سرشد

آخرش غنچه ی پاییز زده پرپر شد

لای لای نفسم را نفسش هق هق کرد

باورم در هیجان نرسیدن دق کرد

باید این را به تو فهماند ولی دیر شده

لحظه ها بی تو پر از آه نفسگیر شده

زیر پامال خزان له شدم وخندیدی

چیزی از عاطفه و عشق نمی فهمیدی

اوج احساس مرا بردی وغارت کردی

تو به حیثیت یک عشق جسارت کردی

کاش در لحظه ی موعود کسی سر برسد

داستان شبح عشق به آخر برسد

سمبل عشق همان لاله ی پرپر باشد

هر وجب خاک پر از نعش کبوتر باشد

آی مردم غم ما زندگی چرکین است

آخرین برگ سفر نامه ی باران این است

    خدا میدونه این غریب چقد آرزو داره   

 امیدوارم قلبم طاقتشو داشته باشه

 


بیست و هشتم شهریور 1386 |

گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق توولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست


بیست و هشتم شهریور 1386 |

كاش ...
 
كاش يك تكه سنگ بودم.يك تكه چوب . مشتي خاك . كاش سپور بودم . يك نانوا، يك خياط ،دست فروش، دوره گرد، پزشك، وزير، يك واكسي كنار خيابان ،كاش كسي بودم كه تو را نمي شناخت. كاش دل ام از سنگ بود.  كاش اصلا دل نداشتم. كاش اصلا نبودم .كاش نبودي. كاش مي شد همه چيز را با تخته پاك كن پاك كرد. كاش اجرهاي خانه ات بودم، يا يك مشت خاك باغچه ات. كاش دستگيره ي اتاق ات بودم، تا روزي هزار بار مرا لمس كني ، كاش دست هات بودم . كاش چشم هات بودم . كاش دل ات بودم . نه كاش ريه هات بودم تا نفس هات را در من فرو ببري و از من بيرون بياوري، كاش من تو بودم .كاش تو من بودي .
كاش ما يكي بوديم يك نفر دوتايی .
 
 

بیست و هشتم شهریور 1386 |

Sky God 9.1 (neo palm) 

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم

بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم

با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد

شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم

ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد

منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم

ای خدا غصه نخور باز همین می مانم

من زمین خورده این ضربه کاری نشدم

هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید

هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم

 


بیست و هشتم شهریور 1386 |

تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
روبروم نشستي امّا ، از غريبه کم نداري
روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره
از صداي تو شنيدم که دلت دوستم نداره
دل تو تو آسمونا من به دنبال ِ دل تو
تو به دنبال ستاره ، من به ياد قسم تو
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
هرگز از روز جدايي ،سخني به لب نياري


 

حالا روبروم نشستي ، حرف تو فقط جدايي
تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي
توقسم نخورده بودي روزي عشق تومي ميره
نو يک ستاره يکشب ، جاي مهتاب ُمي گيره
جاي مهتاب ُمي گيره، جاي مهتاب ُ مي گيره


بیست و هشتم شهریور 1386 |

ای دوست

 

 

درد ازنای شب اندوهان را

 

 

از من پرس

 

 

که در کوچه عاشقان تا سحرگاه

 

 

رقصیده ام

 

 


بیست و هفتم شهریور 1386 |

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همینجاست بخند

 

دستخطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

 

آدمک خل نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

 

آن خدایی که بزرگش خواندی

بخدا مثل تو تنهاست بخند

 


بیست و هفتم شهریور 1386 |

 

 

 

 

او به من می گوید ای آغوش گرم

 

مست نازم کن ، که من دیوانه ام

 

من به او می گویم ای نا آشنا

 

بگذر از من ، من ترا بیگانه ام

 

 

آه از این دل ، آه از این جام امید

 

عاقبت بشکست و کس رازش نخواند

 

چنگ شد در دست هر بیگانه ای

 

ای دریغا ، کس به آوازش نخواند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بیست و هفتم شهریور 1386 |

   بگو دوسم داری........

نه عزیزم نگو که دوسم نداری و دستم رو تنها میذاری

               بذار که فریاد   بزنم  میخوام بگم 

                          دوست دارم

حرفام دیگه تموم شد دیگه چیزی ندارم بگم

                             اگه منو نمیخوای باشه از

                                          پیشت میرم.....

اما بدون باز میام سراغت رو میگیرم

                   تنهام گذاشتی ولی بازم برات میمیرم.....

کاش میدونستی بی کسی چی به روز من اورد

              این همه بی مهری هات تو رو از یادم نبرد...

برو ولی خوب بدون واست تنگ میشه دلم

                            با چشم گریون میگم :

                       دوستت دارم نرگس عزیزم                         

              ...مواظب خودت باش...


بیست و هفتم شهریور 1386 |




خواهم گلي را برايت بفرستم
اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس
"س" را از "گل سرخ"
"ل" را از گل " لاله"
"ا" را از گل "اطلسي"
"م" را از گل " مريم"
بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم
به وبلاگ من خوش آمدید

من مجتبی از دبی هستم

سایه ای در تاریکی

بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کسی کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
او که خوابیده ست در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد

××××××××××
مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري

روبروم نشستي اما از غريبه کم نداري

روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره

از صداي تو شنيدم که دلت دوستم نداره

تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري

هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري

حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جدايي

تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي

تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو میمیرم

free_2004ir@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

مجتبی غلامی
مجتبی..09363593295

88/07/08 - 88/07/14
88/07/01 - 88/07/07
88/04/22 - 88/04/31
88/04/05 - 88/04/21
86/08/01 - 86/08/07
86/07/08 - 86/07/14
86/07/01 - 86/07/07
86/06/22 - 86/06/31
86/06/05 - 86/06/21
86/06/08 - 86/06/14
86/06/01 - 86/06/07
86/05/22 - 86/05/31
86/05/01 - 86/05/07
86/04/22 - 86/04/31
86/04/05 - 86/04/21
86/04/08 - 86/04/14
86/03/22 - 86/03/31
86/03/05 - 86/03/21
86/03/08 - 86/03/14
86/03/01 - 86/03/07
86/02/22 - 86/02/31
86/01/05 - 86/01/21
86/01/01 - 86/01/07
85/10/22 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/07
85/07/22 - 85/07/30
85/07/05 - 85/07/21
85/06/22 - 85/06/31
85/06/08 - 85/06/14
85/05/08 - 85/05/14
85/04/08 - 85/04/14
85/04/01 - 85/04/07
85/03/05 - 85/03/21
85/02/22 - 85/02/31
85/02/01 - 85/02/07
84/12/05 - 84/12/21
84/12/01 - 84/12/07
84/11/05 - 84/11/21
84/10/22 - 84/10/30
84/10/05 - 84/10/21
84/10/08 - 84/10/14
84/10/01 - 84/10/07
84/09/08 - 84/09/14
84/09/01 - 84/09/07
84/08/22 - 84/08/30

بحریست بحر عشق
کلبه تنهایی من
تنهایی..بدبختی..بیچارگی
اندر رمضان شربِ می و باده حلال است
جاسم
بهترين روشهاي ترک خود ارضائي
زیبا تر از عشق
عشق آمده است از آسمان
تو هم مثل من عاشق کسی شدی
روسری ات را تکان بده
اس ام اس برای SMS
ایران آرم بهترين سايت جهان
تقدیم به تو...tara
سلطان پاپ ایران محسن یگانه
خدا.عشق.زندگی..sara
گذر شب...narges
تنها....سارا
عشق تنها راه برای زندگی sanaz
عاشقان تاتو
*ایران آرام*
هر جور که دوست داری برداشت کن
دوستت دارم*.nigen
کمی با من مدارا کن...
من دنبال دوست پسر نیستم حالیته!!
دل من و دل تو *مهسا خانم گل
آرام ولی ساکت نرگس خانم گل
ღتــرســـیـــم عــشـــقnedaღ.•**•ღ
تو بیا و عضوی از اسمان بلورین قلبم باش .عاطفه
*باران عشق*مهدی
نازترین عکسهای ایرانی

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


<-