منتظرم هستم زیرا می دانم تو به سوی من باز خواهی گشت .با
همه توان خود این هجر و دوریت را تحمل خواهم کرد زیرا میدانم
اگر جسمت به سوی من باز نگرد قلب و روحت به سوی من به 
سوی عشق ابدی و جاودانش باز خواهد آمد.که در آن خاطرات 
وخوشیهای عشقمان با هر ضربان قلبمان به حرکت در می آید.
منتظرم در هر بهار و هر تابستان در هر گوشه و در هر کنار 
تا آنان که دل به ایشان دادی از کنارت دور شوند و تو ای تک
ستاره عشق الهی من به یاد من بیفتی به یاد عهدها،وپیمانها 
و روزها وشبهای بیفتی که دست در دست هم و در کنار هم
... وتو از آیندهای پر از شادی برایم می گفتی. فراموش کردی 
عهدی را که بسته بودیم وآن اینبود هیچ وقت با هم قهر نکنیم. 
و تو آن را از یاد بردی و اشکهاو گریه های من هم تو را به یاد
عهدی که بسته بودیم نینداخت.
من منتظرم هنوزم هم بعد از قرنی که گذشت...
               
مجتبی
|